تبليغاتX
. - دلواپسی...

.

دلواپسی...

میان ابرهای تف دیده،

نگاه توست که فراتر از باران گم میشود...

میان نفس ها و چمن ها...

این رنگها تو را میبلعند،

ونشخوار میکنند،دلواپسیهامان را...

فردا را از سر رسیدت خواهم دزدید!

میان ابرهای تف دیده،

پرسه میزنند هوس های پنهان من.

باران،

که فراموش کرد بارشهای وخیمش را،

چترها را میسوزانیم....

به یاد آخرین سه شنبه.......

و رنگ ها تو را که بلعیدند،

دلواپسیهامان تمام میشود...

میان نفس های تف دیده......

 

+ نوشته شده در  84/11/29ساعت   توسط KaVan  |