چشم اندازدر بوی تازه ی نعناع غرق استچه مادرانه به من نگاه می کنی...وقتی که چشم هايتبه رنگ درختان بعد از پگاه در می آيد.چنان به قوس و قزحخيره مشو!می ترسم خورشيد شوی ،تابناک و برازندهاما از من دور....
(بیاد خاطرات)